سلام بر اردوی جهادی

کد خبر : 167

تاریخ انتشار : ۳:۱۱ ب.ظ - پنج شنبه ۱۳۹۴/۰۶/۱۲ چاپ چاپ

وبلاگ لبخند بچه های روستا

سلام بر اردوی جهادی

سلام بر اردوی جهادی حدود ده روز از تمام فضای شهر و اینترنت دور بودم دل برای همه شما تنگ شده بود ولی الان بیشتر برای روستا دلم تنگ است ان الذین آمنو والذین هاجرو و جاهدو فی سبیل الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم دنیا میدانی برای آزمایش که هدفی جز […]

سلام بر اردوی جهادی

حدود ده روز از تمام فضای شهر و اینترنت دور بودم دل برای همه شما تنگ شده بود ولی الان بیشتر برای روستا دلم تنگ است

ان الذین آمنو والذین هاجرو و جاهدو فی سبیل
الله اولئک یرجون رحمت الله و الله غفور رحیم

دنیا میدانی برای آزمایش که هدفی جز عشق ندارد . در این دنیا همه چیز برای سعادت بشر محیاست، عالیترین نمونه ­های صنعت، زیباترین مظاهرخلقت، از سنگریزه­ها­ی فرش تا ستارگان عرش، از دلهای شاد تا دلهای شکسته محرومان، از نمونه­های ظلم و جنایت تا فرشتگان حق و عدالت، همه و همه …
واینک خدا را شاکریم که باز هم بساط رحمت الهی خود را مقابلمان قرار داد و بابی از ابواب رحمتش را به سوی ما باز آیاتش را بر جان ما زمزمه کرد.

که فضل الله مجاهدین به اموالهم و انفسهم و حالا کجاست گوشهای شنوایی که بشنوند، چشم­های بینایی که ببینند و جانهای علیمی که بخواهند و پاهای قویی که بیایند تا بخشکاند ریشه­ های محرومیت را، فقر را، بی عدالتی را وکیست که عشق شود تا در جان عاشق بسوزد و لبخند شود تا بر لب یتیمان بنشیند و امید را در دل محرومان بپروراند. خدایا به من طبع بلندی ده تا ظاهر این دنیا مرا نفریبد، سیاهی گناه و فساد و تهمت و دروغ وغیبت، قلبم را تیره و تار نکند و خود خواهی مرا کوردل نکند و ببینم که کودکان چشم به راه روستایی را که با چهره­ های آفتاب سوخته­ شان لبخند بر لبانشان جا خوش کرده و سختی ها را به سخره گرفته­اند و در دل هایدریایی خود امید حضور دوباره من و تورا زمزمه میکنند .

نوشته از : وبلاگ لبخند بچه های روستا

دیدگاه ها
  1. خداناظر است ... گفت:

    جهاد یعنی ازجان گذشتن …
    یعنی فنا شدن …
    یعنی ندیدن خود وقتی او را با چشم دل ببینی …
    یعنی آسمان صاف و پر ستاره ی دل بعضی از آدم ها …
    راستی خوش بحالشان!
    چه دل بزرگی دارند!
    همان هایی را می گویم که تنها کاسه ی آبِ ته دبه را به تو می دهند تا رفع عطش کنی و خودشان با گوشه ی چهارقدشان خشکی گوشه ی دهانشان راکه از تشنگی برفک زده ، پاک می کنند …تا نفسی تازه کنند و رفع عطشی بشود!
    چه بزرگند!
    چه شیر زن هایی!

    وچه دلیرمردانی !
    خوشا به حال امامشان! که چنین خواهان هایی دارد…

    زلیخا به پیامبر خدا گفت: باید خدای تو خیلی خواستنی باشد که همچو تویی خواهان و دلباخته ی او شده ای …!

    خوشا بحال امامشان! وخوشا بحال این چنین آدم هایی که دل را کلاف کردند برای گرفتن یوسف!

    باید جهاد رابه اینها تبریک گفت!

    به همین پاک دلان روستایی …

    لبخند امامشان گوارای وجودشان.

    نقطه.

دیدگاه شما


logo-samandehi

کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به موسسه جهادی شمیم حضرت ولیعصر (عج) می باشد